رسانه ملی نیازمند تحولی فراتر از بازآرایی

رسانه ملی در وله ای * که پخش می کند ضمن اطلاع رسانی تعطیل شدن دو شبکه ایران کالا و شما از پنجم مرداد ماه جاری، از رویکرد جدید خود صحبت می کند و به مخاطبان قول می دهد که در بازآرایی شبکه ها به خواسته های مخاطبان بیشتر توجه خواهد کرد. این تغییر رویکرد می تواند امید به شروع تغییری بنیادی تر در برنامه سازی صدا و سیما را در پی داشته باشد، در حقیقت امید به احترام بیشتر به آن چه مردم از رسانه ملی انتظار دارند.
رسانه ملی و انحصار
ماده هفت اساسنامه صدا و سیما به صراحت می گوید که تأسیس فرستنده و پخش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی در هر نقطه کشور در انحصار این سازمان بوده و چنانچه اشخاص حقیقی یا حقوقی اقدام به تأسیس یا بهره‌برداری از چنین رسانه‌هایی کنند از ادامه کار آنان جلوگیری به عمل آمده و تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت. این اساسنامه در اجرای اصل یکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سایر أصول قانون اساسی که به رسانه‌های گروهی (‌رادیو و تلویزیون)‌ اشاره دارد و همچنین قانون اداره صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مصوب هشتم دی ماه یک هزار و سیصد و پنجاه و نه مجلس شورای اسلامی، توسط مجلس شورای اسلامی تدوین و تصویب شده و بنابر این نص قانون است. یکبار دیوان عدالت اداری نیز بخاطر یک مصوبه به این موضوع ورود کرد و تایید کرد که پخش صوت و تصویر در صلاحیت انحصاری صدا و سیما است و به صراحت در ماده چهار قانون وزارت ارتباطات آمده است که این وزارتخانه حق ورود به این موارد را ندارد. ضمن این که شورای نگهبان نیز در تفسیر اصل ۴۴ و ۱۷۵ قانون اساسی به صراحت اعلام کرده بود که پخش صوت و تصویر فراگیر از شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای و فضای مجازی در صلاحیت انحصاری صدا و سیما است.
با این وجود منطقا قانونگزار در اعطای انحصاری این حق به صدا و سیما انتطار داشته است که این رسانه بتواند به گونه ای رفتار کند که رضایت اکثر مخاطبین خود را دنبال و تامین کند. اما در مقابل، عملکرد صدا و سیما در سالهای اخیر مورد نقد بسیاری از کارشناسان بوده و منتقدین در ضرورت تغییر رویکرد صدا و سیما، به ریزش معنادار مخاطبان اشاره داشته اند. ریزشی که با افزایش شبکه ها، چند برابر شدن بودجه رسانه ملی و تغییر مدیریت ها تغییر نکرده است. هر چند برنامه هایی با محتوای سرگرمی توانسته در مواردی مخاطبان قابل توجهی را در سایه ی این انحصار جذب کند اما رسانه ای که سرگرمی فقط بخشی حاشیه ای از رسالت آن است و رسالت های مهمتری نظیر خبررسانی دقیق، پخش تحلیل ها و میزگردهای چالشی و نقد محور نیز دارد نتوانسته گام قابل توجهی در این زمینه بردارد.
منتقدان عملکرد رسانه ملی به همین دلیل معتقد بوده اند که انحصارطلبی در صداوسیما به منافع کشور آسیب زده است و عملا رسانه ملی به تدریج عمدتا تبدیل به صداوسیمای یک جریان خاص شده و در تراز یک صداوسیمای ملی عمل نکرده است؛ میزهای کارشناسی آن بدون حضور منتقدین مستقل و واقعی چیده شده و حتی فرصت دفاع و پاسخگویی به دولت های ناهمسو داده نشده است و در مقابل، در معرفی عملکرد دولتهای همسو نیز جانب استقلال را رعایت نکرده است.
تعطیلی شبکه ها، نقطه ی شروع، نه نقطه ی پایان
از ۵ مرداد ماه پخش دو شبکه شما و ایران‌کالا متوقف می‌شود. دلیل تعطیلی این دو شبکه، کمبود شدید مخاطب اعلام شده است. همچنین گفته می شود که به شبکه سلامت نیز هشدار داده شده و ممکن است به‌زودی این شبکه نیز تعطیل شود.
بی تردید راه اندازی شبکه های برای رسانه ملی که از بودجه عمومی هم ارتزاق می کند هزینه های هنگفتی داشته است. قاعدتا آن ها که طرح تاسیس این شبکه ها را تهیه کرده اند و آن هایی که آن را مصوب کرده اند باید در طرح و محاسبات خود، جامعه ی هدف ( مخاطبان ) و روش و رویکرد را بر أساس مطالعات انتخاب کرده باشند. بنابر این لازم است در کنار تصمیم به تعطیلی، دلایل این عدم توفیق نیز آسیب شناسی گردد تا نقشه ی راه برای ارتقای کیفی شبکه های دیگر گردد. شاید اگر همین سه شبکه هم قدری بیشتر به افکار عمومی احترام می گذاشتند اکنون وضعیتی بهتر داشتند.
– شبکه ایران کالا: تولید داخلی بخاطر اهمیتی که دارد در شکل های مختلف شعار سال در سالهای اخیر بوده است:
سال ۱۳۹۶ : اقتصاد مقاومتی، تولید، اشتغال
سال ۱۳۹۷ : حمایت از کالای ایرانی
سال ۱۳۹۸ : رونق تولید
سال ۱۳۹۹ : جهش تولید
سال ۱۴۰۰ : تولید، پشتیبانی ها و مانع زدایی ها
سال ۱۴۰۱ : تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین
این که چرا شبکه ی تلویزیونی ایران کالا که می توانست در راستای تحقق شعارهای سال، هم نقش آفرین باشد و هم مخاطب پسند، در عمل به این رسالت اصلی خود ناموفق بود نیاز به بررسی دارد. شاید اگر برنامه هایی به شکل چالشی-کارشناسی ساخته می شد و در آن ها بدون مصلحت گرایی به شکل مستقل تری به نقد عملکرد متولیان امر پرداخته می شد و تریبونی برای تولیدگران و حتی مصرف کنندگان می شد تا حقوق واقعی مصرف کنندگان و تولیدکنندگان به بحث گذاشته می شد این شبکه مخاطب بیشتری می داشت.
– شبکه شما: اگر چه علی دارابی معاون وقت أمور استان های صدا و سیما گفته بود که دلیل راه اندازی شبکه شما این نبود که منتخب برنامه های شبکه های استانی را به صورت سراسری به نمایش بگذارد اما اگر برنامه های این شبکه را دنبال کرده اید احتمالا شما هم تایید می کنید که این شبکه به انتشار برنامه های تولید شده یا پخش زنده استانهای مختلف می پرداخت. بر خلاف آن چه به نظر می آید اگر در انتخاب برنامه های استانی برای پخش در این شبکه نیز به یک مولفه مهم بیشتر توجه می شد احتمالا مخاطبان آن شبکه هم بیشتر می بود: معیار ضریب نفوذ.
ضریب نفوذ برنامه به معنای نسبت مخاطبان برنامه به جمعیت است. کاش بخش کاملا مستقلی در رسانه این وظیفه را داشت که در استان ها نیز میزان مخاطبان برنامه ها را ارزیابی می کرد و میزان ضریب نفوذ برنامه ها را به نسبت جمعیت محاسبه می کرد و اگر ضریب نفوذ برنامه ها پایین بود نه تنها از بازپخش کشوری آن جلوگیری می کرد که از مسئولین استانی نیز توضیح می خواست. قطعا با تغییر رویه، هم ضریب نفوذ برنامه های استانی بهبود می یافت و هم تعداد مخاطبان شبکه شما بیشتر می شد.
– شبکه سلامت: در این سالها که شیوع کرونا مهمترین موضوع مورد توجه افکار عمومی بود شبکه تلویزیونی سلامت می توانست نقش بهتری را ایفا کند اگر فارغ از بایدها و نبایدها به نقش رسانه ای خود بهتر عمل می کرد و ضمن اطلاع رسانی حرفه ای، به کارشناسان مختلف و مستقل نیز اجازه می داد تا به موضوعات مهمی همچون عملکرد مسئولین در تعیین قرنطینه، انتخاب و تامین واکسن، تولید واکسن توسط بعضی از شرکتها و بالاخره عملکرد وزرا، معاونین و مسئولین حوزه ی بهداشت و درمان در موضوع درمان بیماری در خلال این سالها بپردازند.
أمور بازرگانی یا أمور سیاستگزاری
اگر بازآرایی را به معنای لغوی ان و مترادف با تغییر تعداد و چینش شبکه ها بدانیم نمی توان انتظار تحول جدید داشت چرا که مشکل فراتر از آرایش و چینش شبکه هاست و نیاز به تحول در رویکرد و سیاستگزاری إحساس می شود.
به عنوان مثال، حتما به خاطر دارید که ایران فیلم پرس و بعضی دیگر از رسانه های مجازی چقدر راجع به روش برگزاری گفتگوهای اخیر رسانه با رئیس جمهور نقد نوشتند. مردم می نشستند تا بی پرده از زبان رئیس جمهور راجع به مشکلاتشان بشنوند و گفتگو به گونه ای انجام می شد که این خواسته ی به حق و منطقی مردم برآورده نمی شد. البته خروجی این نقدها بر خلاف آنچه انتظار می رفت نه تنها در جهت توجه به این خواست بود که برعکس هم رفتار شد و گفتگوهای بعدی خالی تر از نقد و چالش بود.
اگر مخاطبان شبکه های تلویزیونی کاهش یافته اند باید دلایل آن را در «جای دیگری» جست. برای یافتن آن «جای دیگر» هم باز لازم است میزگردهایی با حضور منتقدین مستقل و واقعی رسانه در خود رسانه شکل بگیرد، میزگردهایی به سبک کافه خبر در ایران فیلم پرس! گفتگوهایی صریح تر، برنامه سازی هایی امانتدارانه تر و راه دادن سلیقه های مختلفی که دل در گروی اعتلای کشور و تقویت مبانی سرمایه های اجتماعی دارند.
*پی نوشت:
– وله : به معنای میان پرده و زمان اندکی که قسمتهای یک نمایش یا فیلم را از هم جدا می کند. همچنین به قسمتی که در«میان وقفه» ارائه می شود و شامل موزیک، فیلم و یا تبلیغ است. به بیان دیگر وله به مجموعه ای از افکتهای تصویری گفته می شود که ما بین برخی برنامه های تلویزیونی به سبب اهدافی خاص پخش می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا