اشکهای اصغر سمسارزاده ما را ناراحت میکند
گروه: تیتر یک , رادیو و تلویزیون | کد خبر: 31505 | ۲۲ آذر ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۶
اصغر سمسارزاده بعد از 60 سال کار در تئاتر، سینما، رادیو و تلویزیون باید مستأجر باشد؛ این ناراحتکنندهترین اتفاقی است که در عرصه فرهنگ و هنر ما رقم میخورد و با پیشکسوتان این حوزه همینطور رفتار میشود.
به گزارش ایران فیلم پرس، حرفهای اصغر سمسارزاده را میشنویم؛ او را به واقع میتوان یکی از قدیمیهای حوزه بازیگری در رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما نامید. کسی که وقتی انقلاب اسلامی شد در ایران ماند و میهنپرستیاش را بارها فریاد زده است.
فرزندانش ایران زندگی نمیکنند اما خودش دوست ندارد مهاجرت کند. بارها این نکته را مطرح کرده است. وقتی کرونا بود دست از شاد کردن مردم برنداشت و در تئاترهای آزاد روی صحنه رفت؛ صبح جمعه با شما پشت تریبون گویندگی قرار گرفت و با کمترین حقوق و دریافتی مردم را خنداند.
هرچند که میدانید دستمزد چنین بازیگرانی در کشورهای دیگر به چه صورت است. بازیگرانی که قدیمی و پخته و اصیلاند و حضورشان برای اندک سکانس و پلانی چه هزینههایی را به دنبال دارد.
اما نکته ناراحتکننده این است که او به برنامه «دو شات» میآید و بعد از گفتنِ حقیقت مستأجر بودنش ناخودآگاه گریه میکند و دل همه ما را به درد میآورد.
البته دلِ همه ما را؛ چون مسئولین فرهنگی کشور که گویا گوش شنوایی ندارند. بارها پیشکسوتان این حوزه فریاد زدهاند؛ دستمزدمان کم است، خانه نداریم و مستأجریم و خیلی از مشکلات دیگر که بارها گفته شده است.
حالا اصغر سمسارزاده یکی دیگر از این پیشکسوتان و گنجینههای هنری این مرز و بوم است.
کسی که ایران و ایرانی را دوست دارد و برای خنداندن آنها هرکاری میکند. همانطور که خودش میگوید گریه میکند اما دوست ندارد گریه مردم را ببیند.
وقتی از او میپرسیم چرا گریه میکنید و اشک میریزید ما را ناراحت میکنید؛ میخواهد بحث را عوض کند از «صبح جمعه با شما» میگوید.
«برای من هنوز جذاب است و فکر میکنم دیگر دوستان هم همین احساس را داشته باشند چون همه از کار کردن با هم و دیدن همدیگر لذت میبریم. البته زمانی این جذابیت حفظ میشود که بچهها از نظر مالی هم به آنچه حقشان است، برسند و دستمزدها نسبت به تورم کشور بالا برود. امیدوارم ارزشگذاری بیشتری برای رادیو بشود. ما همه شغلهای دیگری داریم. در این جمع حاضر، دوستان بازیگر، دوبلور، تهیهکننده و گوینده هستند. به همین دلیل میتوانیم روزگار بگذرانیم. مثلا آقای محبی میتواند یک هواپیما را باز کند و ببندد؛ شغل اصلیاش تکنیسین هواپیما بوده و برای نیروی هوایی کار میکرده است.
البته این برنامه را دوست دارم چون مجال بیشتری برای نقد در آن فراهم میشود. زمانی که ما برنامه را گرفتیم حدود 14 میلیون نفر در سطح ایران شنونده داشت. الان شنیدم میگویند 34 میلیون شنونده دارد؛ البته مطمئنم بیشتر است. بههر حال منظورم این است که اگر این مشکلات برطرف شود، همهچیز خیلی بهتر خواهد شد. این جمعی که اینجا نشستهاند هیچکدام خانه ندارند. خود من هنوز با این سن، مستاجر هستم.
اینجای صحبتهایش خیلی دلنشین است. وقتی از او میپرسم؛ با وجود این مشکلات که گفتید، چرا هنوز به فعالیتتان ادامه میدهید؟ به عشق مردم.
در واقع همین عشق مردم او را سرپا نگه داشته است. به فکر پیشکسوتان باشید تا قبل از اینکه خیلی دیر شود. همانگونه که خیلی از آنها همچون ابراهیم آبادی و دیگر هنرمندان برجسته ما از این مشکلات گفتند و الان در میان ما نیستند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید