به گزارش ایران فیلم پرس؛ صبح امروز ۲۰ آبان ماه زویا امامی با خاطرهگویی و اندوه همسرش کاظم هژیرآزاد (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون) و سخنرانی حمیدرضا نعیمی و امیر کربلاییزاده، از هنرمندان تئاتر به خاک سپرده شد.
در این مراسم که با حضور همایون اسعدیان، منوچهر علیپور، علی گیلهوری، محمد پیرهادی (بازیگر قدیمی) سیدسام بهشتی، پانتهآ قدیریان، شکرخدا گودرزی،هوشمند هنرکار و… برگزار شد، به نمایندگی از کاظم هژیرآزاد متنی در رثای «زویا امامی» خوانده شد.
در بخشهایی از این متن آمده است: «ما امروز برای خاکسپاری زویا امامی گردهم آمدیم که زندگی و عشق را با هنر و انسانیت درهمآمیخته بود. او آموزشش را از استاد اسکویی و گروه آناهیتا گرفت و در همان روزهای حضورش بر صحنه نگاهی عمیق و درونی به بازیگری داشت. فعالیت حرفهای زویا امامی با حضور موفق در سریال «وکلای جوان» در سال ۷۵ آغاز شد و پس از آن در کارهای متفاوتی در سینما و تلویزیون خوش درخشید.»
در بخش دیگری از این متن، کاظم هژیرآزاد از خاطره آشنایی و ازدواجش با زویا امامی سخن گفته و یادآور شده است: «پدرش دوست دیرینم بود. گفت دخترم کلاس نقاشی میرفت و شاگرد سمیرا امیرابراهیمی بود اما کلاسش بسته شد و دلش در خانه ماند.
لبخند زدم و گفتم ما کلاسی داریم به نام «آناهیتا» و نام «آناهیتا» رشته سرنوشت را میان ما گره زد. پدرش گفت امشب دخترم را تشویق میکنم که بیاید.
زویا آمد. از مصطفی اسکویی فن بازیگری آموخت و از مهدی فتحی بیان را. قرار بود نمایشی دوباره بر صحنه جان بگیرد و در تمرینهایی بیانجام عشق خاموشی آغاز شد. اما در آناهیتا را بستند و ما ماندیم بیپناه صحنه.
روزی به دروغ به او گفتم برای آناهیتا جلسه داریم ساعت ۵ پارک لاله. دروغی شیرین برای دیداری راستین با دلی تپنده. کنار در پارک ایستاد، پرسید پس گروه کجاست؟ گفتم خواهند آمد. نشستیم از هر دری سخن گفتیم و مدام میگفت جلسه چه شد؟! و من سرانجام گفتم زویا! من به تو دروغ گفتم، این جلسه تنها برای توست. دوستت دارم و میخواهم با تو ازدواج کنم.
سه ساعت ناب گذشت. بله نگفت اما صدایش حس رضایت میداد. گفتم به پدر و مادرت بگو چه وقت برای خواستگاری بیایم؟ سر به زیر انداخت و گفت: چشم استاد! آن روز یقین کردم از من خوشش آمده است. جسارت دروغ عاشقانهام را قهرمانانه دید.
تماسها ادامه یافت تا روزی که پدرش گفت برای خواستگاری بروم. با دسته گل به همراه پدر و مادرم به نیاوران رفتیم و در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۲ خانه پدریام گواه پیمان ما شد. با هم کار کردیم در صحنه، پرده و در قاب تلویزیون اما تلویزیون عاشق او شد.
در سریالها و نمایشهای بسیاری درخشید تا روزی که با تهیهکننده «معمای شاه» (علی لدونی) اختلافی افتاد و زویا تلویزیون را برای همیشه ترک گفت. سال ۱۳۹۹ کرونا به خانه ما آمد. ما واکسن زدیم اما آرمان پسر ۳۶ سالهام هنوز بود و یک هفته بعد او رفت و ما ماندیم.
زویا شکست، افسردگی بر او سایه انداخت و پارکینسون آمد و تن او دیگر تاب نیاورد. ۱۵ آبان ۱۴۰۴ از اجرای تئاتر برگشتم. صحنهای که هیچ کس تاب دیدنش را ندارد. اورژانس آمد. آن شب زویا رفت بیخداحافظی. اکنون من ماندهام بیهمدم و بیدلسوز. او همیشه تا دم در بدرقهام میکرد و آن پنجشنبه هم همین گونه بود، در را بست و گفت خداحافظ. اما دیگر نگشود. پسرم از کانادا زنگ زد، او جواب نداد، پیگیر احوالش از من شد. گفتم حتما خواب است. بعد از اجرا تماس میگیرم. اجرا تمام شد اما او دیگر بیدار نشد.»
کاظم هژیرآزاد با اشاره به همکاری دوستان و یارانش در پیگیری مراسم خاکسپاری زویا امامی از آنها قدردانی کرد و ادامه داد: اکنون همه ما اینجا هستیم بی زویا. میخواهم برای همیشه با او خداحافظی کنم. زویا بازیگری محبوب و بیادعا بود. مردمدار. بودنش نعمت و نبودنش زخمی بر دل. هر چه او خواست رضایم به رضای اوست.»
حمیدرضا نعیمی – بازیگر و کارگردان تئاتر – در بخشی از مراسم خاکسپاری زویا امامی با اشاره به درگذشت این هنرمند، به بیان خاطرات و احساسات خود نسبت به همسر هنرمندش، کاظم هژیرآزاد پرداخت.
او با بیان اینکه «اتفاق عجیبتری که در چهلمین روز مادرم دیدم، خبر درگذشت زویای عزیز بود»، ادامه داد: من خیلی افتخار نشست و برخاست با ایشان را نداشتم، اما خودم را به عنوان نسل بعد از استاد کاظم هژیرآزاد، مدیون ایشان میدانم.
او افزود: نسلی که از ایشان تکنیک یاد نگرفت، اما اگر معرفت، زندگیدوستی، رفاقت و مردمداری را یاد گرفته باشیم، خیلی آدمهای خوشبختی هستیم. کارهای قشنگ استاد هژیرآزاد (همسر زویا امامی) برای من همیشه یادآور این است که چه آشیانه قشنگی این بزرگ داشته که توانسته این معرفت را در تمام لحظات زندگیاش جاری کند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید