سعید مرادی، تهیهکننده سینما، تلویزیون و نمایشخانگی و مدیرعامل پایگاه خبری تحلیلی ایران فیلم پرس در یادداشتی به مناسبت روز ملی سینما نوشت:
روز ملی سینما برای من فقط یک مناسبت در تقویم نیست؛ روزی است برای ایستادن، نگاه کردن به مسیری که سینمای ایران طی کرده و مهمتر از همه، دیدن آدمهایی که این مسیر را ساختهاند. سینما پیش از آنکه سالن، پرده، دوربین، گیشه و آمار فروش باشد، مجموعهای از انسانهاست؛ از نویسنده و کارگردان و تهیهکننده گرفته تا بازیگر، فیلمبردار، صدابردار، تدوینگر، طراح صحنه، گریمور، عوامل فنی و همه کسانی که شاید نامشان در تیتراژ برای چند ثانیه دیده شود، اما ماهها و گاه سالها برای شکل گرفتن یک اثر زحمت میکشند.
اگر قرار است درباره سینما حرف بزنیم، نباید فقط درباره فیلمهایی که روی پرده میروند سخن بگوییم؛ باید درباره سینماگرانی هم حرف بزنیم که پشت این پرده ایستادهاند.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این نکته توجه کنیم که حال سینمای ایران، به حال سینماگرانش گره خورده است. نمیتوان از سینمای قدرتمند، اثرگذار و ماندگار سخن گفت اما دغدغه معیشت، امنیت شغلی، آینده حرفهای و شأن اجتماعی سینماگران را نادیده گرفت.
سینماگر اگر دغدغه فردای زندگیاش را داشته باشد، چگونه میتواند تمام توان و خلاقیت خود را برای ساختن فردای فرهنگ این سرزمین بگذارد؟
روز ملی سینما، فرصت خوبی است تا این سؤال را جدیتر از همیشه مطرح کنیم.
سینما فقط گیشه نیست
در سالهای اخیر، گاهی تمام موفقیت یک فیلم را با میزان فروش آن میسنجیم؛ گویی اگر فیلمی در گیشه موفق شد، پس حتماً اثر موفقی است و اگر فروش چندانی نداشت، باید از کنار آن عبور کرد.
البته اقتصاد سینما و گیشه اهمیت بسیار زیادی دارد. سینما بدون اقتصاد پایدار نمیتواند به حیات خود ادامه دهد و تهیهکننده، سرمایهگذار، سالندار و همه فعالان این چرخه نیازمند یک اقتصاد سالم و قابل پیشبینی هستند.
اما سینما فقط گیشه نیست.
فیلمی که بتواند مسئلهای از جامعه را مطرح کند، خانوادهای را به گفتوگو وادارد، امیدی ایجاد کند، یک آسیب اجتماعی را به تصویر بکشد، بخشی از هویت فرهنگی ما را ثبت کند یا حتی باعث شود مخاطب پس از خروج از سالن درباره یک موضوع فکر کند، بخشی از سرمایه فرهنگی کشور است.
هنر قرار نیست همیشه پاسخ آماده بدهد؛ گاهی وظیفه هنر این است که سؤال درست را پیش روی جامعه بگذارد.
هنر آیینه جامعه است.
اگر جامعه امروز ما دغدغههایی دارد، سینما نیز باید بتواند این دغدغهها را ببیند، روایت کند و درباره آنها حرف بزند؛ البته با زبان هنر، با خلاقیت و با رعایت چارچوبهای فرهنگی و اجتماعی کشور.
سینمای فاخر، سینمای مردم
وقتی از سینمای فاخر و ارزشمند صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم سینمای فاخر الزاماً سینمایی است که مخاطب محدودی دارد یا مردم با آن ارتباط برقرار نمیکنند.
به باور من، فیلم ارزشمند میتواند هم فاخر باشد و هم با مردم ارتباط برقرار کند؛ هم حرف جدی داشته باشد و هم مخاطب را با خود همراه کند.
سینمای ایران در دورههای مختلف نشان داده است که میتوان فیلمی ساخت که هم از نظر هنری قابل دفاع باشد و هم مردم آن را ببینند، دربارهاش حرف بزنند و با شخصیتهایش ارتباط برقرار کنند.
امروز بیش از هر چیز به همین نگاه نیاز داریم؛ سینمایی که هم کیفیت داشته باشد و هم مخاطب.
نباید میان «هنر» و «مخاطب» دیوار بکشیم. مخاطب ایرانی شایسته بهترین آثار است و سینماگر ایرانی نیز توانایی ساخت چنین آثاری را دارد.
خانواده را نباید از سینما کنار بگذاریم
یکی از مهمترین نیازهای سینمای امروز، توجه جدیتر به آثار خانوادگی و اجتماعی است.
خانواده ایرانی به فیلمهایی نیاز دارد که اعضای خانواده بتوانند درباره آنها گفتوگو کنند؛ آثاری که سرگرمکننده باشند اما از ارزشهای اخلاقی و انسانی تهی نباشند؛ فیلمهایی که بتوانند شادی، امید، همدلی و حتی مسائل و مشکلات جامعه را بدون ابتذال روایت کنند.
این به معنای نادیده گرفتن سایر گونههای سینمایی نیست. سینما باید متنوع باشد و برای سلیقههای مختلف فیلم ساخته شود. اما در میان این تنوع، جای آثار خانوادگی و اجتماعیِ باکیفیت باید جدیتر از گذشته دیده شود.
ما به فیلمهایی احتیاج داریم که بعد از پایانشان، خانوادهها فقط سالن را ترک نکنند؛ بلکه حرفی برای گفتن با یکدیگر داشته باشند.
سینمای اجتماعی نیز باید به همین اندازه جدی گرفته شود. جامعه ما با مسائل مختلفی مواجه است؛ از دغدغههای اقتصادی و خانوادگی تا آسیبهای اجتماعی، تغییرات نسلی، امید، مهاجرت، تنهایی، روابط انسانی و دهها موضوع دیگر.
سینما اگر این مسائل را نبیند، بخشی از وظیفه اجتماعی خود را کنار گذاشته است.
سینماگر را فقط هنگام جشن نبینیم
یکی از دغدغههای مهم من در چنین روزی، وضعیت سینماگران پیشکسوت است.
ما عادت کردهایم در مناسبتها از بزرگان سینما یاد کنیم، تصاویرشان را منتشر کنیم، از نقش آنها در تاریخ سینمای ایران بگوییم و برایشان آرزوی سلامتی کنیم. همه اینها ارزشمند است؛ اما کافی نیست.
پیشکسوت سینما فقط یک نام در تاریخ نیست.
او بخشی از حافظه فرهنگی ماست.
باید در روزهای سخت زندگی نیز کنار او باشیم؛ نه فقط زمانی که مراسمی برگزار میشود و دوربینها روشن هستند.
توجه به معیشت، بیمه، درمان، مسکن و امنیت شغلی هنرمندان، یک مطالبه تجملاتی نیست. اینها حداقلهایی است که باید برای کسانی که سالها از عمر خود را برای فرهنگ و هنر این سرزمین گذاشتهاند، جدی گرفته شود.
البته این مسئولیت تنها بر دوش دولت نیست. اصناف، تهیهکنندگان، خانه سینما، نهادهای فرهنگی، رسانهها و خود جامعه هنری نیز هر کدام سهمی در این زمینه دارند.
اگر از سینماگران فقط در روز ملی سینما تقدیر کنیم اما در سایر روزهای سال مشکلاتشان را فراموش کنیم، هنوز بخش مهمی از وظیفه خود را انجام ندادهایم.
سینمای ایران به امنیت شغلی نیاز دارد
یکی دیگر از مسائل مهم، امنیت شغلی است.
سینما صنعتی پروژهمحور است و طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت همه فعالان آن مانند مشاغل اداری، شغل ثابت داشته باشند. اما این نباید به معنای بیثباتی دائمی و بیپناهی نیروی انسانی باشد.
سینماگر باید بداند اگر امروز در یک پروژه حضور دارد و فردا پروژهای در دست ندارد، سازوکارهایی برای حمایت از او وجود دارد.
باید برای بیمه، بازنشستگی، درمان و دوران بیکاری سینماگران راهحلهای عملی پیدا کنیم.
این مسائل سالهاست مطرح میشوند. وقت آن رسیده که بخشی از این وعدهها به برنامههای اجرایی و قابل سنجش تبدیل شوند.
تهیهکننده؛ حلقهای که نباید فراموش شود
به عنوان تهیهکننده، معتقدم باید درباره جایگاه تهیهکننده نیز جدیتر صحبت کنیم.
تهیهکننده فقط تأمینکننده پول فیلم نیست. تهیهکننده مسئول شکل گرفتن یک پروژه از ایده تا تولید و عرضه است؛ باید میان سرمایه، نیروی انسانی، تولید، مسائل حقوقی، اقتصادی و فرهنگی تعادل ایجاد کند.
اگر اقتصاد تولید سینما دچار مشکل شود، نخستین ضربه را همان نیروی انسانی دریافت میکند.
بنابراین حمایت از سینما، فقط پرداخت کمکهای مقطعی نیست. باید زیرساخت اقتصادی سینما را تقویت کنیم؛ هزینههای تولید را منطقی کنیم، مسیر سرمایهگذاری را امنتر کنیم، به اکران و توزیع توجه داشته باشیم و اجازه دهیم بخش خصوصی بتواند با چشمانداز روشن وارد این عرصه شود.
سینمای سالم، سینمایی است که بتواند روی پای خودش بایستد.
سینما و تلویزیون رقیب یکدیگر نیستند
به نظرم یکی از اشتباهات جدی، ایجاد دوگانه میان سینما و تلویزیون است.
سینما و تلویزیون دو بال مهم فرهنگ تصویری کشورند و هر کدام کارکرد خود را دارند. تلویزیون میتواند مخاطب گستردهتری را با سینما آشنا کند و سینما نیز میتواند به تولیدات تصویری کشور تنوع، تجربه و زبانهای تازه اضافه کند.
بازیگر هم بازیگر است؛ چه در سینما بازی کرده باشد و چه تلویزیون.
نباید عنوان «بازیگر تلویزیونی» تبدیل به یک برچسب منفی شود. اتفاقاً بازی در تلویزیون با توجه به گستردگی مخاطب، حساسیتهای خانوادگی، محدودیتهای بیشتر در روایت و لزوم ارتباط مستمر با مردم، در بسیاری از موارد تجربه دشواری است.
بسیاری از بازیگران بزرگ سینمای ایران از تلویزیون آمدهاند و بسیاری از بازیگران توانمند نیز در هر دو مدیوم درخشیدهاند.
این مرزبندیها بیشتر از آنکه به ارتقای سینما کمک کند، فاصلهای مصنوعی میان اهالی یک خانواده ایجاد میکند.
آینده سینما را باید با امید ساخت
روز ملی سینما نباید فقط روز گلایه باشد.
ما مشکلات زیادی داریم، اما اگر فقط مشکلات را ببینیم، بخش مهمی از ظرفیت سینمای ایران را نادیده گرفتهایم.
هنوز سینمای ایران سینماگران خلاق، نویسندگان توانمند، بازیگران بااستعداد، تهیهکنندگان باتجربه و نیروهای جوانی دارد که میتوانند آثار ارزشمند تولید کنند.
نسل جدید سینماگران نیز نیازمند میدان است.
باید به جوانها فرصت داد، اما نه با حذف تجربه پیشکسوتان. نسل جدید و نسل قدیم میتوانند در کنار یکدیگر کار کنند و از تجربه هم بهره بگیرند.
سینما به گفتوگوی نسلها نیاز دارد.
سینمای ایران باید خودش را دوباره پیدا کند
شاید مهمترین حرف من در روز ملی سینما این باشد که سینمای ایران نباید صرفاً به دنبال پاسخ دادن به آمارها و جدولهای فروش باشد.
ما به فیلمهای پرفروش احتیاج داریم، اما به فیلمهای ماندگار هم احتیاج داریم.
به فیلمهایی که درباره مردم باشند.
درباره خانواده باشند.
درباره امید باشند.
درباره مشکلات واقعی جامعه باشند.
درباره تاریخ، فرهنگ و هویت این سرزمین باشند.
و البته فیلمهایی که بتوانند مخاطب را سرگرم کنند و برای سینمای ایران اقتصاد بسازند.
اینها متناقض نیستند.
میتوان سینمایی داشت که هم ارزش هنری داشته باشد، هم دغدغه اجتماعی، هم خانواده را ببیند و هم گیشه را جدی بگیرد.
این همان سینمایی است که باید برای آیندهاش برنامه داشته باشیم.
سالی بهتر برای سینماگران
در روز ملی سینما، بیش از هر چیز آرزو میکنم سال پیشرو برای سینماگران ایران سال بهتری باشد؛ سالی با پروژههای بیشتر، تولید باکیفیتتر، اکران موفقتر، امنیت شغلی بیشتر و آرامش خاطر برای خانوادههای هنرمندان.
آرزو میکنم پیشکسوتان سینما با دغدغه کمتری زندگی کنند و جوانان با امید بیشتری وارد این حرفه شوند.
آرزو میکنم تهیهکننده بتواند با اطمینان سرمایهگذاری کند، کارگردان بتواند با آرامش خلاقیتش را به تصویر بکشد، نویسنده بتواند قصهای واقعی و جذاب بنویسد و بازیگر بتواند بدون مرزبندیهای کاذب، توانایی خود را در هر مدیومی نشان دهد.
آرزو میکنم سالنهای سینما رونق بیشتری بگیرند، مردم بیشتر سینما بروند و خانوادهها دوباره سینما را به عنوان یکی از انتخابهای اصلی تفریح و فرهنگ خود ببینند.
و از همه مهمتر، آرزو میکنم سینمای ایران دوباره بیش از گذشته به مردم نزدیک شود.
چون سینما اگر از مردم فاصله بگیرد، حتی اگر از نظر فنی پیشرفته باشد، چیزی از روح خود را از دست خواهد داد.
هنر آیینه جامعه است و سینما یکی از بزرگترین آینههای این سرزمین.
بیاییم این آینه را روشن، صادق، شریف و امیدبخش نگه داریم.
روز ملی سینما مبارک همه کسانی که پشت و جلوی دوربین، روی صحنه و پشت صحنه، برای زنده ماندن چراغ سینمای ایران تلاش میکنند.
امیدوارم سال پیشرو، سالی باشد که وقتی از «سینمای ایران» حرف میزنیم، پیش از هر چیز از سینماگر ایرانی، شأن او، امنیت او، خلاقیت او و امید او به آینده سخن بگوییم.
چون چراغ سینما زمانی روشن میماند که حال سینماگر خوب باشد.
روز ملی سینما بر همه سینماگران، هنرمندان، عوامل تولید، پیشکسوتان، جوانان و مخاطبان سینمای ایران مبارک.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید