«غم در قاب سینما»؛ آیا سلبریتیهای ما واقعاً ناراحتاند؟
گروه: تیتر یک , سینما | کد خبر: 80819 | ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۹
در روزی که قرار بود سینما جشن بگیرد، بیشتر به مجلس ختم شبیه بود؛ بازیگران و چهرههایی که گرد آمدند، بهجای پاسداشت هنر هفتم، از دردها و ناامیدیها گفتند؛ گویی روز ملی سینما، فرصتی است برای تکرارِ بغضها، نه برای ساختن امید.
به گزارش خبرنگار ایران فیلم پرس، در روز ملی سینما، موزه سینما میزبان جمع زیادی از سینماگران و هنرمندان بود. چهرهها آشنا بودند، اما حال و هوا نه. یکبار دیگر، بحث تکراری «حال بد سینما» نقل هر محفل شد. همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، این حال ناخوش را رسمی و تکرار کرد؛ آزاده صمدی، با ژست آشنای «غم سینما»، سکوتی پر معنا اختیار کرد؛ ستاره اسکندری، با بغض و اشک، از تکراریترین روایت روزگار گفت؛ و حامد بهداد هم بار دیگر مشعل اعتراض را بالا گرفت و حرفهایی زد که بوی سال ۱۴۰۱ را دوباره در فضا پخش کرد.
در میان این صداها، تنها پرستویی و رسول خادم بودند که با اشاره به مناطق محروم و ضرورت همدلی، اندکی از فضای سنگین مراسم کاستند؛ اما حتی آنها هم در نهایت، به همان نتیجه رسیدند: «حال سینما خوب نیست.»
اما پرسش مهمی در این میان بیپاسخ ماند: اگر حال سینما اینقدر بد است، چرا هنرمندان ما در فضای مجازی از سفرهایشان، مهمانیهای لوکس، برندهای لاکچری و سبک زندگی شادشان میگویند؟ چرا احساس غم و یأس تنها زمانی که در برابر دوربین رسانههای رسمی قرار میگیرند فوران میکند؟ آیا این نمایشها واقعیاند یا صرفاً بخشی از یک پرفورمنس عمومی برای جلب توجه و همدردی؟
اگر به دیگر کشورهای دنیا نگاه کنیم، بهویژه در سینمای اروپا یا حتی آمریکا، هنرمندان نیز گاه به سیاست، بحرانها یا مسائل اجتماعی واکنش نشان میدهند؛ اما تفاوت بزرگ اینجاست: آنها از امید، راهحل و چشمانداز میگویند.
مثلاً مریل استریپ در مراسم گلدن گلوب پس از انتخاب ترامپ، سخنرانی انتقادی کرد، اما با لحنی هوشمندانه و با هدف ترغیب جامعه به همدلی و تفکر.
یا کن لوچ، فیلمساز انگلیسی که همواره درباره فقر و تبعیض حرف میزند، اما با ساخت فیلمهایی مثل من، دنیل بلیک، تلنگر میزند، نه اینکه مخاطب را به مرز افسردگی برساند.
در فرانسه، ژولیت بینوش یا ایزابل هوپر، اگر از سانسور و فشار سخن میگویند، در کنار آن از مسئولیت اجتماعی هنرمند و راههای مقاومت نیز میگویند.
اما در ایران، بخش بزرگی از هنرمندان ما بیشتر به تولید و بازتولید اندوه علاقهمندند؛ اندوهی که گاه واقعی نیست، بلکه تبدیل به «مُد روشنفکری» شده است.
سینما، آیینه جامعه است، اما هنرمند نباید صرفاً بازتابنده تاریکیها باشد. او باید راه را نیز نشان دهد. شاید وقت آن رسیده که هنرمندان ما کمی در آینه رفتار خودشان نگاه کنند: اگر واقعاً حال سینما بد است، چه کردهاند برایش؟
و اگر حالشان آنقدر هم بد نیست که در اینستاگرامشان نشان میدهند، چرا آن حال خوب را با مردم شریک نمیشوند؟
در روز ملی سینما، شاید مهمترین سؤال این باشد: سینما به امید نیاز دارد یا به تکرارِ اندوه؟
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید