غیبت دانشگاه بر پرده نقرهای و سکوت دانشجو در تلویزیون
گروه: تیتر یک , رادیو و تلویزیون , سینما | کد خبر: 85519 | ۱۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۰
روز ۱۶ آذر، روز دانشجو، یادآور روزگاری است که دانشگاه صحنه اعتراض، شور و زندگی در سینما و تلویزیون بود. امروز اما پرده سینما و تلویزیون خالی از دانشجو است و بازسازیهای نوستالژیک سریالهای دهه ۷۰ نه تنها موفق نبودهاند، بلکه شکاف نسلها را آشکار کرد
به گزارش خبرنگار ایران فیلم پرس؛ سینمای ایران در دهههای ۷۰ و ۸۰ خورشیدی با آثاری چون «اعتراض» و «متولد ماه مهر» صدای دانشجوی پرسشگر و اعتراضگر را به تصویر کشید. این فیلمها، نه صرفاً داستانی سرگرمکننده، بلکه روایتگر جنبشهای دانشجویی، چالشهای اقتصادی و فشارهای اجتماعی بودند و حتی به قتلهای زنجیرهای و سرکوب فضای دانشگاه اشاره میکردند.
تهمینه میلانی نیز با «دو زن» و ابراهیم حاتمیکیا با «به رنگ ارغوان» دانشگاه را نه صرفاً کلاس درس، بلکه محیطی برای رشد شخصیت، عشق، و مواجهه با بحرانهای سیاسی و اجتماعی نشان دادند. در این آثار، دانشجو فعال، پرسشگر و تاثیرگذار بر جامعه بود و سینما با جسارت، صدای او را منتقل میکرد.
با گذشت زمان، اما پرده سینما و قاب تلویزیون خالی شد از دانشجوی واقعی. عوامل متعددی در این غیاب نقش داشتند: محدودیتهای ممیزی، هزینههای بالای تولید، ترس سرمایهگذاران از ریسکهای اقتصادی و تغییر واقعیات دانشگاهی. دانشجوی امروز با نسل دهه ۷۰ متفاوت است؛ او گرفتار فشار اقتصادی، بحران هویت، شبکههای اجتماعی و جهانی شدن است و تلویزیون هنوز نتوانسته این واقعیتها را بازتاب دهد.
در تلویزیون، سریالهایی مثل «در پناه تو»، «روزهای زندگی» و «دختران» با نگاهی واقعی و همدلانه زندگی دانشجویان را نشان دادند. آنها دانشگاه را نه صرفاً مکان درس، بلکه محل همزیستی، بحران هویت، دوستی و عشق معرفی کردند. طنز موفق سریالهایی مانند «لیسانسهها» از دل زندگی واقعی دانشجویان و دغدغههای روزمره آنها میآمد و موفق شد با نسل جدید ارتباط برقرار کند. حتی درامهایی مانند «ارمغان تاریکی»، دانشجو را در مرکز تصمیمگیری و تاریخ نشان داد و تاکید کرد که او فاعل تغییر اجتماعی و سیاسی است.
اما بازسازیهای نوستالژیک، مانند فصل جدید «روزگار جوانی»، نتوانست موفق عمل کند. پژوهش سطحی، شخصیتپردازی تیپیکال، نادیده گرفتن حافظه جمعی مخاطب و کارگردانی شتابزده، سریال را به خانهای خالی از زندگی و شور تبدیل کرد. نسل جدید خود را در آن نمیبیند و نسل قدیم نیز نوستالژی خود را از دست داده است.
امروز، سریالهایی مانند «دشتستان» تلاش میکنند این خلأ را پر کنند. این سریال با روایت زندگی سه دانشجو از شهرهای مختلف، مواجه با فشار اقتصادی، بحران اجتماعی و پیچیدگی روابط بیننسلی، تلاش دارد نشان دهد دانشجوی امروز نه تنها در حال کشف خود است، بلکه برای بقا و مدیریت شکستها میجنگد. این تغییر تمرکز، دشتستان را از تقلید صرف گذشته به یک روایت معاصر و واقعی از زندگی دانشجو تبدیل کرده است.
واقعیت این است که ساخت سریال دانشجویی امروز، دیگر آسان نیست. دانشجو دیگر یک تیپ ثابت نیست، بلکه جهان کوچک و پرتنشی است که با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شکل میگیرد. کمدی، درام و نوستالژی تنها زمانی موفق خواهند شد که با جهان واقعی و دغدغههای نسل امروز همخوانی داشته باشند.
کمدی: مثل «لیسانسهها»، نه شوخی تصنعی بلکه طنزی ریشهدار از واقعیت زندگی، روابط دوستانه، عشق، فشار اقتصادی و تلاش برای استقلال.
درام: مانند «روزهای زندگی»، روایت دقیق و پژوهششدهای از دانشگاه و نقش دانشجو، استاد، خانواده و محیط پیرامون.
نوستالژی: مثل «روزگار جوانی» دهه ۷۰، صمیمیت و همزیستی واقعی دانشجویان را ثبت کرده و حافظه جمعی مخاطب را زنده میکند.
معاصر: مانند «دشتستان»، تلاش برای نمایش زندگی واقعی دانشجوی نسل ۱۴۰۴، با فشار اقتصادی، بحران اجتماعی و پیچیدگیهای هویتی و دیجیتال.
در نهایت، رسانههای تصویری ایران هنوز در مسیر کامل بازنمایی نسل دانشجو قرار نگرفتهاند. نسل امروز با دغدغهها و تجربههای خاص خود نیازمند قصههایی صادقانه، دقیق و واقعی است. تنها در این صورت است که سینما و تلویزیون میتوانند صدای دانشجو را بازگردانند و او را دوباره در قاب تصویر ببینند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید