حمله به مرجعیت صداوسیما یا بازخوانی یک واقعیت جهانی؟
گروه: تیتر یک , رادیو و تلویزیون | کد خبر: 80170 | ۹ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۳
برخی آمارهای فضای مجازی از افت مخاطبان صداوسیما میگویند، اما مسئولان آن را بخشی از روند جهانی تغییر در مصرف رسانه میدانند؛ نه نشانه افول مرجعیت. آنچه در جریان است، بیش از تحلیل، بازتابی از جنگ روایتهاست.
به گزارش ایران فیلم پرس، در روزهایی که سرعت تحولات رسانهای بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته، صداوسیما بار دیگر در معرض سیل انتقادات و تحلیلهایی قرار گرفته که از «پایان مرجعیت» آن سخن میگویند. انتشار نتایج نظرسنجیهایی چون پیمایش ایسپا، که از کاهش اعتماد عمومی به تلویزیون و گرایش مردم به شبکههای اجتماعی و رسانههای برونمرزی حکایت دارد، بهانهای شده برای برخی جریانها تا عملکرد رسانه ملی را به چالش بکشند.
اما آیا واقعاً با افول مطلق تلویزیون مواجهایم یا صرفاً با پدیدهای طبیعی در روند جهانی مصرف رسانهای؟ آیا میتوان کاهش بخشی از مخاطبان را بهمنزله شکست کامل رسانهای دانست که هنوز در بزنگاههای ملی و بحرانها، بیشترین تکیهگاه خبری مردم است؟
گزارش ایران فیلم پرس نگاهی دارد به دو سوی این روایت؛ آنچه گفته میشود و آنچه واقعاً در حال رخ دادن است.
در مواجهه با موج جدیدی از حملات فضای مجازی به مرجعیت رسانهای صداوسیما، شاهد انتشار گسترده آماری هستیم که از کاهش مخاطبان تلویزیون حکایت دارد. برخی با استناد به نظرسنجیهایی چون پیمایشهای مرکز افکارسنجی ایسپا تلاش دارند صداوسیما را نهادی منزوی و از دور خارجشده نشان دهند؛ آماری که مثلاً نشان میدهد سهم صداوسیما بهعنوان منبع اصلی اخبار از بیش از ۷۰ درصد در دهه ۸۰، به حدود ۱۲ درصد در مهر ۱۴۰۳ رسیده و حتی در حوزه سرگرمی نیز تنها ۱۱.۵ درصد مخاطبان به تماشای سریالها و برنامههای تلویزیون مینشینند.
با این حال، نگاهی دقیقتر به ماجرا نشان میدهد که چنین تحلیلهایی نهتنها یکسویه است بلکه دچار قیاسی ناعادلانه و غیرعلمی نیز هست. رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما بهدرستی یادآور شده که کاهش نسبی مخاطبان تلویزیون، پدیدهای صرفاً بومی نیست بلکه روندی جهانی است. آنچه امروز در ایران رخ داده، همان چیزی است که در بسیاری از کشورهای دنیا نیز شاهد آن هستیم: جابهجایی بخشی از مخاطبان از رسانههای کلاسیک (Broadcast) به بسترهای تعاملی و مبتنی بر اینترنت (Broadband). این تغییر ذائقه نه به معنای از بین رفتن مرجعیت تلویزیون، بلکه نشانه تکثر رسانهای و تحول در الگوهای مصرف محتواست.
در واقع، بر خلاف ادعای برخی تحلیلگران، صداوسیما همچنان در بزنگاههای خبری و ملی، نقش مرجع و اصلی خود را ایفا میکند. نمونه بارز آن، جنگ ۱۲ روزه اخیر بود که طی آن، شبکه خبر صداوسیما بیشترین میزان بیننده را به خود اختصاص داد و به مرجع اصلی دریافت اطلاعات و تحلیلها تبدیل شد. در حوزه سرگرمی نیز پخش مجموعههایی مانند نون خ، پایتخت، یا برنامههای محبوبی همچون جناب خان و هزار و یک حکایت نشان دادهاند که تلویزیون هنوز هم مأمن خانوادهها برای محتوای سالم، خانوادگی و قابل اعتماد است.
اینکه برخی تلاش دارند با استناد به یک نوع خاص از نظرسنجی که جامعه آماری آن محدود و هدفگذاریشده است، کل وضعیت رسانه ملی را زیر سوال ببرند، نشان از نگاهی تقلیلگرایانه و بعضاً مغرضانه دارد. صداوسیما اگرچه در برخی زمینهها نیازمند بازنگری و تطبیق با تحولات رسانهای روز است، اما کماکان در بسیاری از حوزهها مرجعیت دارد و بیانصافی است که دستاوردهای آن نادیده گرفته شود.
مرجعیت رسانهای امروز، چندوجهی و سیال است؛ اما مرجعیت خبری در بزنگاههای حساس، همچنان در دستان رسانهای است که مخاطب، آن را قابل اعتماد و حرفهای میداند. صداوسیما برای حفظ این مرجعیت باید همزمان با تقویت کیفیت محتوا، حضورش را در فضای مجازی توسعه دهد و تعاملپذیری خود را افزایش دهد؛ اما تا آن زمان، نباید اجازه داد که تصویر آن در آینه رسانههای مجازی بهصورت تحریفشده بازتاب یابد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید