راز ماندگاری «بامداد خمار»؛ آبیار چه کرد؟
گروه: تیتر یک , نمایش خانگی | کد خبر: 88785 | ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۳
نرگس آبیار با گسترش جهان «بامداد خمار» از یک داستان عاشقانه، روایتی اجتماعی و زنانه ساخته است.
به گزارش خبرنگار ایران فیلم پرس، «بامداد خمار» از آن دسته آثاری است که حتی پیش از رسیدن به قاب تصویر، مخاطب خودش را داشته است. رمان فتانه حاجسیدجوادی که در دهه ۱۳۷۰ منتشر شد، سالها میان خوانندگان دستبهدست شد و داستان محبوبه و رحیم را به یکی از شناختهشدهترین روایتهای عاشقانه ادبیات عامهپسند ایران تبدیل کرد. حالا نرگس آبیار در اقتباس تلویزیونی خود، سراغ همین قصه رفته؛ اما نکته مهم این است که او صرفاً تصمیم نگرفته کتاب را تصویر کند.
آبیار در «بامداد خمار» تلاش کرده جهانی بزرگتر از رمان بسازد؛ جهانی که در آن فقط محبوبه و رحیم حضور ندارند و آدمهای اطراف آنها، روابط خانوادگی، مناسبات طبقاتی، محدودیتهای اجتماعی زنان و حتی جزئیات زندگی مردم آن دوره نیز سهمی از روایت پیدا میکنند.
همین رویکرد شاید مهمترین دلیل جذابیت سریال باشد؛ اینکه «بامداد خمار» را نباید فقط یک داستان عاشقانه درباره یک انتخاب اشتباه دید. در واقع، قصه محبوبه بهانهای است برای ورود به جامعهای که در آن عشق، ازدواج، خانواده، طبقه اجتماعی و سرنوشت زنان بهشدت به یکدیگر گره خوردهاند.
آبیار فقط کتاب را تصویر نکرده است
اقتباس از یک رمان، هیچوقت به معنای انتقال خطبهخط داستان به قاب تصویر نیست. فیلمساز یا سریالساز ناچار است تصمیم بگیرد چه چیزی را نگه دارد، چه چیزی را تغییر دهد و چه بخشهایی از جهان کتاب را گسترش دهد.
نرگس آبیار در «بامداد خمار» انتخاب دوم را جدی گرفته است.
در رمان، روایت با سرعت بیشتری به رابطه محبوبه و رحیم، ازدواج آنها و پیامدهای این انتخاب میرسد. اما سریال در بسیاری از مقاطع مکث میکند و سراغ آدمهایی میرود که در حاشیه داستان اصلی قرار دارند.
ماجرای پیشنهاد ازدواج خانوالا و عشق خجسته به منصور از جمله همین خردهروایتها هستند؛ قصههایی که در کتاب به اندازه نسخه تصویری فرصت حضور ندارند، اما در سریال تبدیل به بخشهایی از جهان داستان شدهاند.
این تصمیم یک مزیت مهم دارد: مخاطب فقط قصه محبوبه را نمیبیند، بلکه کمکم وارد جامعهای میشود که محبوبه در آن زندگی میکند.
در واقع، آبیار تلاش کرده است به جای اینکه تنها یک «داستان» را روایت کند، یک «دوره اجتماعی» را بازسازی کند.
جذابیت اصلی «بامداد خمار» در چیست؟
شاید اگر بخواهیم دلیل استقبال از «بامداد خمار» را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: قصهای ساده که در دل خودش چندین تضاد بزرگ دارد.
محبوبه از یک خانواده مرفه و تحصیلکرده است و رحیم از طبقهای متفاوت میآید. این تفاوت فقط تفاوت اقتصادی نیست؛ تفاوت در سبک زندگی، تربیت، نگاه به آینده، مناسبات خانوادگی و حتی تصور آنها از خوشبختی است.
عشق محبوبه در ابتدا میتواند برای مخاطب جذاب و حتی جسورانه باشد. او در برابر خانواده میایستد و تلاش میکند انتخاب خودش را به کرسی بنشاند. اما قصه بهتدریج نشان میدهد که عشق، بهتنهایی نمیتواند همه تفاوتهای بنیادین میان دو نفر را حل کند.
همینجا «بامداد خمار» از یک عاشقانه ساده فاصله میگیرد و به یک هشدار اجتماعی تبدیل میشود.
رمان در حقیقت به مخاطب میگوید انتخاب عاطفی مهم است، اما شناختن آدمی که قرار است با او زندگی کنید، شناخت خانواده، فرهنگ، سبک زندگی و جهانبینی او نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
محبوبه؛ دختری که نمیتوان فقط قضاوتش کرد
یکی از امتیازهای قصه، شخصیت محبوبه است. او را نمیتوان صرفاً یک دختر سادهلوح دانست که عاشق میشود و تصمیم اشتباه میگیرد.
محبوبه در ابتدا دختری است که میخواهد برای زندگی خودش تصمیم بگیرد. همین ویژگی باعث میشود مخاطب با او همراه شود. او در برابر خانواده میایستد و تصور میکند عشق میتواند فاصلههای طبقاتی و فرهنگی را از میان بردارد.
اما زندگی مشترک، جایی است که تصورهای عاشقانه با واقعیت روبهرو میشوند.
این وجه از شخصیت محبوبه اهمیت زیادی دارد؛ چراکه اگر او از ابتدا صرفاً یک شخصیت بیفکر و خام معرفی میشد، شکست او در زندگی مشترک چندان تأثیرگذار نبود. اما محبوبه در عین اشتباه، صاحب اراده است و همین مسئله باعث میشود مخاطب بتواند با انتخاب او همراه شود و بعد، هزینه آن انتخاب را نیز احساس کند.
«بامداد خمار» فقط علیه عشق نیست
یکی از خطرهای سادهسازی این داستان آن است که تصور کنیم پیام «بامداد خمار» این است که نباید عاشق شد یا نباید برخلاف نظر خانواده ازدواج کرد.
در حالی که ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
این اثر بیش از آنکه علیه عشق باشد، درباره شناخت است؛ شناخت آدمها، شناخت تفاوتها و شناخت شرایطی که قرار است یک رابطه در آن ادامه پیدا کند.
از طرف دیگر، داستان بهشدت زنانه است. محبوبه بعد از انتخابش باید هزینه سنگینی بپردازد و بخش قابل توجهی از این هزینه، به دلیل ساختار اجتماعی و خانوادگی زمانه بر دوش او قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، «بامداد خمار» هم میتواند یک هشدار اجتماعی باشد و هم روایتی از رنج زنانه.
از رمان عامهپسند تا سریالی جدیتر
یکی از نکات جالب درباره اقتباس آبیار این است که حتی برخی منتقدان معتقدند سریال توانسته به رمان هویت تازهای بدهد.
آنتونیا شرکا، منتقد سینما، در مقایسه «بامداد خمار» با «سووشون»، این مجموعه را اثری موفقتر دانسته و معتقد است سریال توانسته سنتها، آداب مردمی و روابط انسانی آن سالها را به شکل قابل توجهی بازنمایی کند.
نکته قابل توجه در صحبتهای او این است که با وجود عامهپسند بودن رمان، سریال توانسته جهان آن را ارتقا دهد و به آن ابعاد تصویری و اجتماعی بیشتری اضافه کند.
این نکته را باید جدی گرفت.
«بامداد خمار» شاید از نظر ادبی در جایگاه «سووشون» قرار نگیرد، اما سریال قرار نیست صرفاً ارزش ادبی کتاب را بازتولید کند. تلویزیون و نمایش خانگی ابزار دیگری برای روایت در اختیار دارند و آبیار از همین فرصت استفاده کرده تا فضای زندگی مردم آن دوره را به بخش مهمی از قصه تبدیل کند.
قابهایی که زودتر از شخصیتها حرف میزنند
یکی از نقاط قوت واضح سریال، جهان تصویری آن است.
طراحی صحنه، لباس، رنگبندی، معماری و جزئیات زندگی روزمره، فضای تاریخی سریال را برای مخاطب قابل لمس کردهاند. گاهی حتی پیش از آنکه شخصیتها وارد گفتوگو شوند، قاب و میزانسن اطلاعاتی درباره طبقه اجتماعی و سبک زندگی آنها به مخاطب میدهد.
این اتفاق برای سریالی که بخش مهمی از جذابیتش به فضای تاریخی وابسته است، امتیاز بزرگی محسوب میشود.
آبیار به جای آنکه صرفاً به دیالوگ و قصه تکیه کند، سعی کرده دوره تاریخی را «قابل دیدن» کند.
همین مسئله باعث شده «بامداد خمار» فقط برای کسانی که کتاب را خواندهاند جذاب نباشد. مخاطبی که هیچ آشنایی قبلی با رمان ندارد نیز میتواند با جهان ساختهشده در سریال ارتباط برقرار کند.
یک سریال زنانه با بازیهای قابل توجه
«بامداد خمار» از نظر بازیگری نیز بیش از هر چیز متکی بر شخصیتهای زن است.
ترلان پروانه در نقش محبوبه در مرکز قصه قرار دارد و در کنار او بازیگرانی همچون لاله اسکندری، مرجانه گلچین، بهنوش بختیاری و بهناز جعفری حضور دارند.
این ترکیب باعث شده زنان سریال صرفاً شخصیتهای حاشیهای نباشند و هرکدام هویت و جایگاه مشخصی در جهان داستان داشته باشند.
آنتونیا شرکا نیز با اشاره به همین موضوع، کیفیت بازی زنان سریال را بالاتر از بازیگران مرد دانسته و از جمله به بازی لاله اسکندری و ترلان پروانه اشاره کرده است.
این اتفاق با جنس قصه نیز همخوان است؛ چراکه «بامداد خمار» در نهایت بیش از آنکه داستان مردان باشد، داستان زنانی است که در چهارچوب خانواده و جامعه آن دوره تلاش میکنند جایگاه خودشان را پیدا کنند.
نگرانی درباره آینده محبوبه
اما درست در همین نقطه، یک نگرانی جدی درباره ادامه سریال شکل میگیرد.
محبوبه تا اینجا برای بخشی از مخاطبان امروز، دختری جسور و متفاوت است؛ دختری که برخلاف خواست خانواده تصمیم میگیرد و برای انتخاب خودش میجنگد.
اما همه میدانیم که «بامداد خمار» در ادامه قرار است هزینه این انتخاب را به او نشان دهد.
اینجاست که اقتباس آبیار میتواند با یک چالش جدی روبهرو شود.
اگر سریال صرفاً همان مسیر کتاب را تکرار کند و در نهایت به این نتیجه برسد که محبوبه چون انتخابی برخلاف خانواده انجام داده، باید با رنج و شکست مجازات شود، ممکن است بخشی از مخاطبان امروز با آن فاصله بگیرند.
مسئله این نیست که پایان تلخ یا سرنوشت سخت محبوبه نباید روایت شود؛ مسئله این است که چگونگی روایت این شکست اهمیت دارد.
اگر مخاطب احساس کند سریال در حال سرزنش محبوبه است، ارتباطش با شخصیت از بین میرود. اما اگر این رنج به عنوان محصول مجموعهای از عوامل اجتماعی، خانوادگی، طبقاتی و شخصی روایت شود، داستان همچنان میتواند برای مخاطب امروز قابل لمس باشد.
از همین رو، امید اصلی این است که آبیار در ادامه، صرفاً «دختر اشتباهکرده» را به تصویر نکشد؛ بلکه زنی را نشان دهد که انتخاب کرده، هزینه داده و در این مسیر تغییر کرده است.
بزرگتر کردن جهان «بامداد خمار»؛ فرصت یا ریسک؟
گسترش قصه و اضافه کردن خردهروایتها یکی از مهمترین تفاوتهای سریال با رمان است.
این کار اگر درست انجام شود، یک فرصت است؛ چون جهان «بامداد خمار» را بزرگتر میکند و اجازه میدهد مخاطب با شخصیتها و فضای اجتماعی آن دوره بیشتر آشنا شود.
اما همین انتخاب یک خطر هم دارد: اینکه خردهروایتها آنقدر پررنگ شوند که قصه اصلی از مرکز توجه خارج شود.
پرسش اصلی این است که آیا داستانهای فرعی در نهایت به شناخت بیشتر محبوبه و رحیم کمک میکنند یا فقط برای حفظ تعلیق و طولانیتر شدن روایت مورد استفاده قرار گرفتهاند؟
اگر پاسخ اول باشد، آبیار یک جهان داستانی منسجمتر ساخته است؛ اما اگر پاسخ دوم باشد، ممکن است ریتم سریال در ادامه با مشکل مواجه شود.
چرا «بامداد خمار» برای امروز هم حرف دارد؟
شاید مهمترین دلیل موفقیت این اقتباس، موضوعی باشد که همچنان برای مخاطب امروز آشناست: تضاد میان عشق و واقعیت.
امروز هم بسیاری از روابط عاطفی میان آدمهایی شکل میگیرد که تفاوتهای جدی در سبک زندگی، خانواده، طبقه اجتماعی و نگاه به آینده دارند.
بنابراین قصه محبوبه و رحیم متعلق به یک دوره تاریخی خاص است، اما مسئله اصلی آن هنوز تمام نشده است.
آدمها همچنان عاشق میشوند، تصمیمهای احساسی میگیرند، خانوادهها با انتخابهای آنها مخالفت میکنند و بعد زندگی واقعی نشان میدهد که عشق برای ساختن یک زندگی مشترک کافی نیست.
این همان نقطهای است که «بامداد خمار» را از یک سریال تاریخی صرف جدا میکند.
آبیار و یک فرصت مهم برای بازتعریف قصه
نرگس آبیار پیش از این هم نشان داده که به روایتهای زنانه و قصههایی که در دل آنها تاریخ و اجتماع به هم گره میخورند، علاقه دارد. در «بامداد خمار» نیز این فرصت را پیدا کرده که یک داستان شناختهشده را از زاویهای تازه بازخوانی کند.
مزیت بزرگ او این است که لازم نیست مخاطب را با اصل قصه آشنا کند؛ بخش مهمی از مخاطبان از قبل میدانند محبوبه و رحیم چه مسیری را طی میکنند.
بنابراین مسئله اصلی برای آبیار، «چه اتفاقی میافتد» نیست؛ بلکه «چگونه اتفاق میافتد» است.
او باید بتواند در میان نوستالژی، عشق، شکست، تضاد طبقاتی و فضای تاریخی، یک روایت امروزی نیز پیدا کند.
اگر این اتفاق بیفتد، «بامداد خمار» میتواند از یک اقتباس صرف فراتر برود و به بازخوانی یک قصه قدیمی برای مخاطب امروز تبدیل شود.
در نهایت، ارزش «بامداد خمار» نرگس آبیار را نباید فقط با میزان وفاداری آن به رمان سنجید. اتفاقاً جذابیت اصلی اینجاست که سریال تلاش کرده چیزی فراتر از کتاب بسازد؛ جهانی بزرگتر با شخصیتهای بیشتر، خردهروایتهای تازه و تصویری پرجزئیات از جامعهای که محبوبه در آن زندگی میکند.
حالا چالش اصلی باقی میماند: آیا این جهان بزرگتر در ادامه به تعمیق قصه محبوبه کمک میکند یا فاصله میان مخاطب و شخصیت اصلی را بیشتر خواهد کرد؟
اگر آبیار بتواند پاسخ درستی برای این پرسش پیدا کند، «بامداد خمار» میتواند یکی از نمونههای قابل توجه اقتباس ادبی در نمایش خانگی باشد؛ نه به این دلیل که یک رمان پرفروش را به تصویر کشیده، بلکه به این دلیل که توانسته از دل یک داستان عامهپسند، جهان اجتماعی و زنانهای تازه برای مخاطب امروز بسازد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید